خرید بک لینک
بمان، بمانبه خدایی که می پرستی بماندستهای سرد یخ زده ام را نمی بینیفقط برای یک لحظه...نه، نه، کوتاهتر بمان...هر قدم که دور می شوی این دیوارهای سنگی لعنتی استخوان هایم را بیشتر می فشارند.اندوه هایم درد

برچسب: نویسنده: کوروش مرادی تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 17:42

شروع از پایان...قدم به قدم از خیابان های بدون تو می گذرم، دلم آشوب است و هوایم، هوای رقتن، پاهایم ولی میخ شده بر سنگ سخت و اشک هایم روان شده بر گونه های سرخم، اکنون اینجا ایستاده ام، در نقطه ای دور از

برچسب: نویسنده: کوروش مرادی تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 17:42

به دلبر دیوانه بگویید بیاید، دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید...دلم سخت درگیرته...عشق تو فقط عشق نبود،عشق تو قوت، امنیت، دلگرمی و مکانی امن برای دوست داشتن خودم و رشد کردنم بود، عشق تو خاصهدیوونه ی من

برچسب: نویسنده: کوروش مرادی تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 17:42

بیا برگردیم به نقطه صفر...انگار برگشتم به همان روزها...نه خسته ام، نه تنها، نه این همه زخم...زخم!!!!!!!!!!!!زخم دل !!!!!!!!زخم روح !!!!چه کشید این دل بیچاره .....به قول شاعر:تموم زندگیمو به چشمای تو د

برچسب: نویسنده: کوروش مرادی تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 17:42

دلهایی که به هم انس میگیرند دو لحظه را هرگز فراموش نمی کنندلحظه اول که با هم آشنا می شوندو لحظه دوم زمانی است که دست سرد سرنوشت باعث جدایی آنها می شوداما بدان که تو در این جدایی سهیم نبودی... من لیاقت

برچسب: نویسنده: کوروش مرادی تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 17:42

یک روز مثل پرنده ای طوفان زده آشیان گم کرده از دیاری غریب به سرزمین عشق تو روی آوردم...سرزمینی که فکر می کردم نور خورشید و بهار جاوران دارد، بوی عطرگل و باران دارد...و یک روز مانند پرنده ای غریب از سر

برچسب: نویسنده: کوروش مرادی تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 17:42

تمام قلب من تو هستی...بعضی آدم ها را نمی شود داشتفقط میشود جور خاص دوستشان داشتبعضی آدم ها اصلا برای این نیستند که برای تو باشندیا تو برای آن ها ...اصلا به آخرش فکر نمی کنیآن ها برای اینند که دوستشان بداری!!!آ هم نه دوست د

برچسب: نویسنده: کوروش مرادی تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 17:42

صفحه بندی